آرسانآرسان، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 28 روز سن داره

خاطرات آرسان

یه روز سرد پائیزیی ما 3 تا

سلام گل پسرم هوا بد جوری سرد شده امروز جمعه است من بابایی و تو 3 تایی تو خونه ایم بعد از کلی شیطنت شما و بازی 3نفره تو و باباییی خوابیدید وقتی بهتونننننننن نگاه میکنم خدا رو بخاطر داشتنتون شکر میکنم با وجود تو و بابایی خوشبختی من کامل کامل تر شده من بهترین ها رو دارم خداییییییییا شکرت این قدر با مزه شدی نگو و نپرس تو دل بروییی کلا مامانی هفته پیش رفتیم سردشت خونه خاله اسرین و عمو امید دوست بابایی کلی بهمون خوش گذشت چون خاله اسرین واقعا مهربونه قربونش بشم اذیت اش کردیم کلی بریز بپاش معذرت خاله جون انشالله جبران کنیم تو یاد گرفتی زبون در بیاری دایی سینا جون یادت داده دست میزنی و با دستتات میگی بیا بخورمتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت خوشمزه مامان ک...
13 مهر 1392
1